جشن شکوفه ها
امروز نام خدا بردیم و با عشق به مدرسه ها برای برگزاری جشن شکوفه ها رفتیم.
در همین زمان یکی از معلمان عشایری کنار جاده مانده بود تا کتاب را به
مدرسه ببرد اما ماشینی نمی آمد و او همچنان امیدوارنه جاده را نگاه
می کرد. تا اینکه دیدم . .
میدانستیم بیشتر دانش آموزان نیستن اما یک نفر هم برای ما کافی بود . . .

در همین زمان یکی از معلمان عشایری کنار جاده مانده بود تا کتاب را به
مدرسه ببرد اما ماشینی نمی آمد و او همچنان امیدوارنه جاده را نگاه
می کرد. تا اینکه دیدم . .

بعد از مدرسه طالقانی سیگور به مدرسه ابتدایی تکیه ضرون رفتیم تا
جشن شکوفه ها بگیریم...

جشن شکوفه ها بگیریم...

کاشکی مدرسه ما دانش آموزاش چوپان نبودن و در مدرسه حارضر و در کوچ بسر نمی بردند. تا جشنی با شکوه می گرفتیم . . .
البته اگرم بودن نمیتونستیم جشنی خوب بگیریم چون پول شاخه گل و شیرینی نداشتیم و مجتمع ما در تعطیات پولی به سر می برند.
خدایا یک خیر نیکو کار برسان که به مدرسه های ما کمک مالی کند.
البته اگرم بودن نمیتونستیم جشنی خوب بگیریم چون پول شاخه گل و شیرینی نداشتیم و مجتمع ما در تعطیات پولی به سر می برند.
خدایا یک خیر نیکو کار برسان که به مدرسه های ما کمک مالی کند.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21:49 توسط عبدي نژاد(سوري)
|