عاشقانه
ليگ رياضيات عشايري
روزگاری شد و کسی مرد ره عشق ندید / حالیا چشم جهانی نگران من و توست . . .
–
می خواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم، دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود. کمی نزدیک تر بیا، می خواهم با تو بودن را حس کنم . . .
–
دوستی اتفاق است، جدایی رسم طبیعت
طبیعت زیباست، نه به زیبایی حقیقت
حقیقت تلخ است، نه به تلخی جدایی
جدایی سخت است نه به تلخی تنهایی . . .
–
نترس از شب مستی، بیا و عاشق باش / فروغ دیده مجنون، بهای صادق باش
من و کبوتر عاشق به روی یک دیوار / دو پنجره، دو ستاره فدای یک دیدار . . .
–
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۱ ساعت 13:43 توسط عبدي نژاد(سوري)
|
